سنگان شهر علم و عرفان سنگان شهر علم و عرفان

دمو اسلایدر 1
  • عنوان عکس 1
  • فراخوان
  • شهرداری سنگان
دریافت کد اسلایدر
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

سَنگان یکی از شهرهای استان خراسان رضوی ایران است.[۱]

سنگان یکی از شهرهای خراسان رضوی با تقریباً ۱۸ هزار جمعیت است و دارای بزرگترین معدن سنگ اهن خاورمیانه می‌باشد.[نیازمند منبع] آثار باستانی زیادی دارد از جمله می‌توان به مسجد ابوبکر صدیق(مسجد گنبد) مسجد جامع قدیم سنگان و آسیاب‌بادی‌های آن اشاره کرد. سنگان دارای چهار قلعه می‌باشد که دو تای آن تخریب شده‌است. سنگان بزرگترین ذخایر سنگ آهن با عیار 63 درصد را داراست که در خاورمیانه بینظیر است. و می‌توان وجه تثمیه اسمی آنرا نیز همین دانست سنگ آهن که در گویش عامیانه محلی با حذف ه سنگان تلفظ میشود.( ابوالفضل دربهشتی)

قصه سنجان (به گجراتی: કિસે સનજાન) بازمانده‌ای است از ادبیات پراکنده و اندک زرتشتیان به زبان پارسی. پس از حمله تازیان به ایران و رویدادهای مصیبت بار و سوک انگیز این قصه نافرجام تاریخ زبان و ادب، دین و فرهنگ، سیاست و مسایل اجتماعی، و دیگر شئون ایران – دچار دیگر گونی‌های بسیار شد. آنچه که از این پس، به وسیله زرتشتیان- با ایرانیانی که از این پس، به وسیله زرتشتیان –با ایرانیانی که دین و آیین خود را حفظ کردند-به نظم و نثر پارسی نگارش یافته اندک است- از جمله این اندک، قصه اندوهزای مهاجرت پارسیان به هند است. قصه ایی تلخ و دردناک که روایات آن سینه به سینه سپرده می‌شد، تا سرانجام پاک- مردی از نسل آن مهاجران، این روایت را به قالب نظم کشید و برای ما یادگار نهاد تا راهی در پژوهش و کاوش برای آیندگان باز باشد-و در طول متجاوز از دو سد سال است که این منظومه کوچک که قصه سنجان خوانده شده مورد بهره‌گیری و سود جویی خاورشناسان و پژوهشگران است که در این زمینه کار و کاوش می‌کنند.
قصه سنجان داستان مهاجرت غم‌انگیز گروهی از زرتشتیان ایران پس از گشوده شدن ایران به وسیله مهاجمان تازی به هندوستان است.
این گروه از سنجان سنگان که از توابع شهرستان خواف در استان خراسان بود به تدریج به سوی جنوب شرقی ایران کوچ کرده و سرانجام به جزیره هرمز پناه گرفتند.
اما تازیان پس از اندک زمانی به این جزیره نیز دست یافتند. زرتشتیان به ناچار به کشتی نشسته و راه هندوستان پیش گرفتند. پس از بلاها و سختی‌هایی چند که از آن جمله گرفتار ی شدید توفانی سهمگین بود به سلامت به هند رسیدند.
سرزمینی را که در ان سکونت و جای گزیدند به یاد سزمین از دست رفته میهن شان سنجان نامیده و انرا آباد ساختند.
حمدالله مستوفی در کتاب خود به نام نزهة القلوب سنجان یا سنگان را از قصبات و توابع خواف معرفی می‌کند.
در جایی دیگر هنگامی که از توس می‌نویسد اشاره می‌کند که از مشهد تا زاوه (= زاویه) سنجان پانزده کیلومتر است.
اشارات و مدارک کافی موجود است که قصه سنجان روایتی است راستین از داستانی از داستان‌های مهاجرت زرتشتیان ایران به شبه قاره هند. آثار و شهرها و تاریخ‌ها و رویدادهای این قصه همه منطبق است با واقع و حقیقت. خاورشناسان چه بسیار با دقت و کنجکاوی این قصه کوچک را به محک کشیده و عیار گرفته‌اند. از سویی دیگر هیچ پدیدهای که دلالت بر ناراستی و ایجاد شبهه و گمان نماید در داستان وجود ندارد – بلکه روایتی مورد وثوق و مکتوب نیز از سده سوم هجری باقی‌مانده که اشارتی به این سانحه تاریخی می‌کند.
احمد بن یحیی البلاذری که در سال ۲۷۹ هجری در گذشته در کتاب خود موسوم به فتوح البلدان هنام گفتگو از سقوط کرمان شرحی نگاشته که به موجب آن عده ایی از پارسیان با جنگ و گریز تا جزیره هرمز خود را رسانیده و از آنجا به کشتی نشسته و راه دریا پیش گرفتند.
هنگامی که کرمان در محاصره تازیان بود روزی یکی از سرداران عرب به نام عثمان بن ابی العاصی که با عده ایی همراه بود مرزبان کرمان را در جزیره در کاوان دیده و به قتلش می‌زساند. چون این واقعه در کرمان به زبانها می‌افتد بیم درد دل مردمان پیدا می‌شود.
در همان زمان برای تازیان این وهم پدید آمده بود که یزگرد در کرمان است. به همین جهت این عامر از سرداران تازی که قصد فارس داشت مردی را به نام مجاشع بن مسعود سدمی به جستجوی یزگرد روانه کرمان می‌کند.
مجاشع در بیمند با گروهی از پارسیان درگیر شده و سپاهش یکسر نابود گشت آنگاه هنگامی که ابن عامر از فارس به سوی خراسان می‌رفت مجاشع را به فتح کرمان گماشت. وی شیرجان را که تخت گاه کرمان گشود. اما میانشان شکست پدید آمد و شهر موقتاً و به صورت ظاهر فتح شد.
سواران پارسی که از شمال شرقی هم چنان کوچ کرده تا به جنوب رسیده بودند دگر باره بر تازیان شوریده و شهر را پس گرفتند. این اخبار به ابو موسی اشعری از سرداران تازی رسید. وی ربیع بن زیاد را به فتح شیرجان و اطراف گسیل کرده و سپاهی زبده در اختیارش نهاد.
مجاشع نیز که در کار این حدود و اردو آگاه بود با ربیع بن زیاد همکاری کرد. دو سپاه بهم آمده و عظیم شدند شهرهایی را گشودند اما زبده سواران پارسی در هنگام‌های مناسب شهرها را آزاد می‌کردند سرانجام سواران پارسی را تعقیب کردند مجاشع در دل کینه ایی ژرف داشت به وی آگاهی دادند که سواران کوچ کننده پارسی که تشکیل کاروانی را می‌دادند در قفص نزدیک هرمز هستند .
جزیره هرمز از دیر زمان مغستان خوانده می‌شد و این بدان سبب است که پناهگاه و یا گریز گاهی برای زرتشتیان به شمار می‌رفته و چنین وجه تسمیه‌ای برای جزیره هرمز دور از واقع نیست .
مجاشع با سپاه خود به مقابله و نبرد پارسیان پرداخت و این بار پارسیان شکست یافته و منهزم و پراکنده گشتند. گروهی تا آنجا که به کشتی نشسته و راه دریا پیش گرفتند .
این گفتار بلاذری بود در کتاب فتوح البلدان این حوادث در سالهایی متجاوز از نیمه نخست سده یکم هجری ثبت شده‌است. شاید هم بایستی در حدود نیمه سده اول چنین رویدادی را تلقی کرد.
برخی از خاورشناسان برانند که مهاجرت چندبار به شکل گروهی از جزیره هرمز انجام گرفته. شاید به گونه دقیق تری بتوان گفت که مهاجرت نخستسن که مورد نظر است به قول جکسون در سال ۷۱۶ میلادی یعنی شست و پنج سال پس از مرگ یزگرد سوم انجام شده باشد.

 

منبع ویکی پدیا

شهر سنگان، در جنوب شرقی استان خراسان رضوی، در ۲۴ کیلومتری شهر خواف نام خود را، به گفته برخی، از مزار شاه سنجان گرفته و به گفته‌ای دیگر از وجود معادن سنگ آهن که رفته رفته از سنگ آهن به سنگان تغییر کرده است.

سنگان که در گویش محلی سنگون و سنگویه هم خطاب می شود روزگار پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته است. مورخان و جغرافی‌دانان از قرون ششم و هفتم در کتب بسیاری از آن یاد کرده‌اند. این دیار که تا قرون هشتم و نهم در مسیر ترقی بوده داستان‌هایی دور و دراز دارد از صدر اسلام تا امروز. معروف‌ترین‌شان قصه‌ای است به نام “قصه سنجان”، به جا مانده از ادبیات پراکنده زرتشتیان به زبان پارسی که سینه به سینه نقل شده تا در قرن هفدهم میلادی به دست “بهمن کیقباد” به نظم در آمده است.

قصه سنجان قصه مهاجرت پارسیان است به هند  پس از هجوم اعراب. مهاجرینی که در ابتدا به سوی جنوب شرقی ایران کوچ کردند و پس از چندین سال زندگی در جزیره هرمز، به وسیله کشتی به سمت گجرات هندوستان حرکت کردند و پس از تحمل مشکلات زیاد در راه، با اجازه حاکم گجرات و قبول شرایط او در منطقه‌ای ساکن شدند که بعدها به یاد دیار خود سنجان نامش نهادند.

در بخش‌هایی از قصه سنجان از زبان بهمن کیقباد این‌گونه آمده است:

مقام و جاي و باغ و كاخ و ايوان / همه بگذاشتند از بهر دين‌شان
فرو شد زكوه و به دريا شتافت / به هرمز روان گشت و آرام يافت
به دريا بسي كشتي انداخته / برآن بادبان‌ها برافراخته
چو كشتي سوي هند آمد يكايك / به ديب افتاد لنگروار بي‌شك
ز يمن آتش بهرام فيروز/ از آن سختي به هم گشتند بهروز
مر او رانام سنجان کرد دستور / به سان ملک ایران گشت معمور

از دیگر داستان‌های مهاجرت مردمان این دیار می‌توان به مهاجرت به افغانستان در زمان رضاشاه اشاره کرد که به دلیل پایبندی مردم به موازین اسلام و عدم تمکین به کشف حجاب اجباری به هرات و افغانستان گریختند. این سرزمین هیچگاه از گزند تاخت و تاز اقوام مختلف در امان نبوده است. حمله قبایل ترکمن در دوران ناصرالدین شاه، حمله مغولان، هجوم قبایل ازبک و تاتار تنها برخی از حملات متعدد به این منطقه است.

سنجان در دوران شکوه و اقتدار خود دیار بزرگان مهد ادب و فرهنگ خراسان همچون شاه سنجان، امیر قوام‌الدین نصرالله سنجانی، خواجه محمد اثیر حاکم سنگان، امیر شهاب‌الدین سنگانی، مولانا قاضی سنجانی بوده است. 

آثار تاریخی زیاد به جامانده از گذشته در این شهر از دیگر نشانه‌های تکامل هنر و فرهنگ این سرزمین به حساب می‌آید، زیارتگاه‌ها و آرامگاه‌های بزرگانی چون حضرت سلطان شکربار، حضرت خواجه یعقوب، رکن‌الدین محمود سنجانی، پیر گرزوان، شیخ یعقوب، میر قوام‌الدین، نشانی دیگر است بر غنای فرهنگ و ادب و معرفت این سرزمین که در کنارآثاری همچون دو مسجد باقی مانده از دوران خوارزمشاهیان، مسجد جامع و مسجد گنبد سنگان به همراه برج و باروهای ارگ قدیم سنگان این روزها گردشگران زیادی را برای بازدید به این شهر دعوت می‌کنند.

برای رسیدن به مسجد جامع سنگان با عبور از کوچه‌ای باریک و دالانی تنگ سردر مسجد پذیرای شماست.  قدم که در داخل حیاط بگذارید ایوان اصلی و ایوان‌های کوچک جانبی در ضلع غربی شما را احاطه می‌کنند. زیبایی طرح‌ها و نقش و نگارهای فیروزه‌ای به کار رفته در ایوان اصلی پیش از هر چیز توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند. بسیاری زیبایی این مسجد را امروزه شکل ذوزنقه‌ای ایوان اصلی می‌دانند که پایه‌های آن از بالا به پایین به هم نزدیک می‌شوند که دلایل متفاوتی برای آن ذکر شده است که محتمل‌ترین آن را زلزله‌های متعدد می‌دانند تا بدعتی در معماری باستانی.

مسجد گنبد سنگان، که گرچه در نگاه اول ظاهری شبیه دیگر مساجد قدیمی دارد، داخل آن موزه‌ای سرشار از ذوق و هنر دست و فکر بنا است. با صحنی بسیار کوچک، یک ایوان رو به آفتاب، دو ایوان کوچک‌تر و گنبدی با ارتفاع ۱۵ متر و شگفتی‌های زیادی در دل، و گچ‌بری‌های هنرمندانه و خطوط کوفی، که زینت‌بخش محراب و سقف‌اند.

قدم به درون شهر که می‌گذاری دو بافت شهری متفاوت نظر را جلب می‌کند، بافت کاهگلی خانه‌های یک شکل که زیبایی‌اش را از گذشته به یادگار دارد و دیگری بافتی امروزی تر که بعد از تاسیس شهرداری و حاکم شدن فضای شهری جدید با تخریب گذشته و به هدف رفاه بیشتر برای ساکنین ساخته شده است اما نظیر بیشتر شهرها و روستاهای کشور، این شهری شدن‌ها با تخریب زیبایی و قدمت کوچه‌ها و بر جای همه این یادگاران ساخته می‌شوند.

سنگان عسلویه معدنی شرق ایران

به گزارش روابط عمومی مجتمع، دکتر هاشم پور مدیریت مجتمع سنگ آهن سنگان در بخشی از سخنان خود در سالروز گرامی داشت دهه مبارک فجر مطالبی پیرامون مجتمع سنگ آهن سنگان بیان نمودند.

ایشان فرمودند: عسلویه شرق یا سنگان بزرگ، میزان ذخایري در حدود دو کیلومتر مربع بصورت متراکم را دارا بوده و این یک امر بی بدیل در کشور می باشد. در اين وسعت به ذخیره قطعی بیش از یک میلیارد تنی رسیده ایم كه همانا این یک سرمایه ارزشمند و بی نظیر است. در انجام عمليات اكتشافي در معادن به رکورد اکتشافی ١١٣٣ متر رسيده ايم كه در عمق ٩٠٠ متري به سنگ آهن خالص دست يافته ايم.

دکتر هاشم پور در ادامه افزود: عناصر نادر خاکی در توده های معدنی اين منطقه بی نظیر است كه در اکتشافات آتي با مواد اولیه جدیدي به ارزش افزوده ٣ میلیون ظرفیت دست پیدا خواهيم كرد.

دکتر هاشم پور در پایان سخنان خود خطاب به مردم منطقه و کارگران معدن خاطر نشان کردند: شما صاحب این سرمایه هستید و باید از این سرمایه حفاظت و صیانت نمائید.


✅سنگان در لباس شهرستان!

همانطور که مستحضریم،امروز منطقه سنگان با داشتن معادن عظیم سنگ آهن،هم اکنون نقش بسیار بزرگی را در اقتصاد کشور ایفا میکند،بطوریکه آن را به عسلویه شرق ایران معروف کرده است.با این حال به رغم وجود زیرساخت های مناسب اقتصادی،فرهنگی،گردشگری و همراهی مردمان مومن و سختکوش،این منطقه فاقد توسعه ای پایدار مطابق شان خویش است که یکی از عوامل اصلی این مسئله،فقدان جایگاه مناسب آن در تقسیمات کشوری میباشد.
✅با توجه به تبصره 2 ماده 7 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوبه 1362/4/15 و قرارگیری در ناحیه مرزی و کم تراکم بنابر اعلامیه مرکز آمار به وزارت کشور و داشتن شرایط خاص محیطی که مستلزم توجه بسیار زیاد برای تامین زیرساخت های توسعه به صنایع و کارخانه های عظیم کنسانتره سازی و گندله سازی است،چندین سال است که مردم شریف و حامی انقلاب سنگان خوستار شهرستان شدن آن میباشند.
بدون شک با شهرستان شدن سنگان،دیگر شاهد تقسیم نابرابر منابع و بودجه بین بخش و شهرستان نخواهیم بود و محرومیت زدایی با سرعت و تمرکز بیشتری در این ناحیه صورت خواهد گرفت.
اما آیا با وجود همه این تفاسیر،آیا گامی برای این موضوع برداشته شده یا همه این موارد صرفا مانورهای تبلیغاتی برای عده ای بوده است؟!!
بهر حال آنطور که مشخص است با مطالعه برخی از شهرستان های تازه تاسیس میتوان متوجه شد،این روند تنها از طریق نماینده مجلس قابل دستیابی نیست،اگر بجای سه به دو شدن!،از همان ابتدای فعالیت،درخواست ها کتبی و شفاهی و همچنین مراجعه های متعدد و مصرانه ای به استانداری و یا وزارت کشور انجام میشد،شاید اکنون شاهد شهرستان جدیدی به نام #سنگان بودیم.
بهر حال شاید این موارد انجام شده و طبق معمول صلاح ندانسته اند که مردم مطلع گردند!!،اما آنچه بر همگان معلوم است که سنگان،هنوز در عین داشتن ذخایر و ثروت های عظیم معدنی،بخشی محروم در جنوب استان خراسان رضوی میباشد.

✅شهرستان سنگان،شدنیست یا نشدنی؟

منبع کانال سنگان فردا

وطن دوستی

هیچ ملتی به پیشرفت نرسیده است مگر آن که وطن دوستی جزو خصایص اش بوده باشد. دغدغه وطن نداشتن عامل بنیادین عقب ماندگی ملت هاست.
مهم بودن آینده ایران، باید به بخشی از سپهر فکری مان بدل شود. به افتخارات کشور بالیدن و از کاستی هایش شرمگین و غمگین بودن، از مشخصه های فکری وطن دوستی و انجام درست وظایف به عنوان اقدام برای وطن، علامت عملی میهن دوستی است.

دوست داشتن آدم ها

نمی شود به عنوان موجودی اجتماعی، تمام عمر را در میان آدم ها سپری کرد ولی در تمام زندگی نسبت به آنها بی مهر بود. دوست داشتن همدیگر، شیرازه زندگی اجتماعی است.
کارگری که مردم را دوست دارد، پیچ محصول را خوب سفت می کند، کارمند مردم دوست، اگر میسر باشد، کار ارباب رجوع را به فردا موکول نمی کند، روزنامه نگار مردم دوست، دروغ نمی نویسد، راننده مردم دوست، به خودرویی که می خواهد دور بزند، راه می دهد و ... .

دوری از مطلق انگاری

مطلق انگاری دانسته ها، در دنیایی که برخی فیلسوفان، حتی ریاضیات را نیز غیرمطلق می دانند، بزرگ ترین آفت بشریت است. تردید در آنچه می دانیم، گام نخست پیشرفت فردی و اجتماعی است. "یقین پیش از تردید"، به هیچ کار نمی آید.

کتاب خوانی

اگر بخواهیم تنها یک فرق عمده بین کشورهای پیشرفته و توسعه نیافته را نام ببریم، می توانیم بگوییم مردم کشورهای گروه اول، مدام کتاب می خوانند و مردمان جهان سوم با کتاب بیگانه اند.

عقل‌گرایی

بها دادن به عقل، تعصب گریزی و دوری از خرافه گرایی، از لوازم پیشرفت ملی و حتی شخصی هستند. هر چه می شنویم و می خوانیم را به محک عقل بزنیم و مواظب باشیم که در یک دام تاریخی نیفیتم و آن دام این است که دانسته های جدید را تنها در صورتی به اندیشه مان راه بدهیم که با معلومات قبلی مان در تطابق باشند. از عدم تطابق "دانسته ها" و "یافته ها"، نترسیم.

دوری از خود حق پنداری

تا زمانی که هر کدام از ما، خود را حق مطلق بدانیم و دیگران را باطل، در لاک خودشیفتگی خواهیم ماند و هزاران هزار آفت آن را تحمل خواهیم کرد. این اصل، از زندگی شخصی و حتی گفت و گو با کودکان مان گرفته تا مهم ترین شؤون کشوری جاری و ساری است.

حذف پیشداوری


قضاوت کردن دیگران و پیشداوری، منهدم کننده اعتماد اجتماعی است. یاد بگیریم که بیشتر درگیر داوری اعمال و رفتار خودمان باشیم تا قضاوت دیگران و مخصوصاً پیشداوری درباره آنها.

عبور از غرور

غرور را کنار بگذاریم و خود را بیش از آنچه هستیم، تصور نکنیم. ما برتر از دیگران نیستیم. فقط ممکن است در برخی موضوعات، از آنها ماهرتر باشیم. اگر این گونه بیندیشیم، دیگران را تحقیر نخواهیم کرد. چه همکار و همکلاسی و فامیل مان را و چه ملت های دیگر را.

حذف تنبلی

ملت هایی که کشورهایشان را ساخته اند، بی هیچ استثنایی، پرکار بوده اند و هستند؛ از ژاپن تا آلمان و از آنجا تا آمریکا. ملت هایی که از زیر کار در رفتن را زرنگی می دانند، به هیچ جایی نخواهند رسید.

فرهنگ کتبی به جای شفاهی

در نوشتن بکوشیم: اگر برنامه ریزی می کنیم، آن را بنویسیم. اگر عهدی با خودمان می بندیم، بنویسیم، اگر چیزی را یاد گرفتیم، آن را بنویسیم، ایده هایی که به ذهن مان می رسد را بنویسیم.
جایگزینی فرهنگ کتبی به جای شفاهی، از مهم ترین عوامل توسعه یافتگی است.

برنامه ریزی و کنترل برنامه

"چو فردا شود فکر فردا کنیم"، این عصاره تفکرات ملت های جهان سومی است؛ آنها که نه برای زندگی فردی شان برنامه دارند و نه برای حیات اجتماعی خود و اگر هم دست بر قضا برنامه ریزی هم داشته باشند، آن را نمی پایند و کنترل نمی کنند.

هنر خوب گوش کردن


اکثر ما، خوب سخن می گوییم ولی اساساً بلد نیستیم خوب گوش کنیم. تا یاد نگرفته ایم که چگونه به دیگران "گوش" کنیم، چگونه به حرف هایشان "توجه" کنیم، چگونه تا پایان سخنان شان "سکوت" نماییم و چگونه درباره استدلال شان "فکر" کنیم، نمی توانیم به پیشرفت فردی و اجتماعی نزدیک شویم.

مدارا

باید تمرین مدارا کنیم و یاد بگیریم "اختلاف نظرها"، "تفاوت سلیقه ها" و حتی "خطاها"ی دیگران را تحمل کنیم و با ایشان مدارا نماییم. از کنار بسیاری از مسائل باید با لبخند و گذشت، گذشت.

محیط زیست

دوستی با محیط زیست، نه یک فخر روشنفکری است و نه شعاری از سر شکم سیری بلکه از الزامات بسیار جدی و گریزناپذیر توسعه است. محیط زیست را دوست بداریم و برای حفظ آن، واقعاً بکوشیم.

وبلاگ کلاس پنجم نواب صفوی سنگان

آموزشی،علمی،فرهنگی هنری,مذهبی

ورود

بای ورود کلیک کنید

اسماعیل داودی دوره ی ابتدایی را در مدرسه شهید باهنر گذرانده ام و الان دوره ی تحصیلی راهنمایی را در مدرسه ی نمونه دولتی شهید رازقی می گذرانم.کلاس سوم ازشمامیخواهم تابانظرات زیبایتان سایت راروشن نمایید.

 

برای ورود به وبلاگ کلیک کنید

برای ورود کلیک کنید

تعداد صفحات : 15

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

پشتیبانی